ღ♥ღاندوه تنهاییღ♥ღ

دلگیرم از تمام الفبای بی کسی،به خصوص این پنج حرف...ف ا ص ل ه

 

تنهایی … دیوار … قهوه های سر رفته از حوصله ام

اتاقی که چهار تاق باز ، روی من خوابیده

چشم هایی که از ساعت ، کار افتاده ترند

و شانه های تو ، که زیر بار ِ باران نمی روند

باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم

و این یعنی تنهایی...


 

[ شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

سلاااااااااااام

بالاخره بعد از 100سال آپیدم!

ولی این آپم با بقیه آپ هام فرق میکنه

اومدم بهتون خبر بدم که یه وبلاگ جدید ساختم

اینم آدرسشه:

http://tanhayeawal.mihanblog.com

شاید یه مدت دیگه این وبلاگ رو حذف کنم

 

لطفا وبلاگ جدیدمو هم لینک کنید و بهم خبر بدید تا اونجا بلینکمتون

منتظرتون هستم

[ شنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com بهار آمد،بهار من نیامد


گل آمد،گل عذار من نیامد


برآوردند سر از شاخ گل ها


گلی بر شاخسار من نیامد


چراغ لاله روشن شد به صحرا


چراغ شام تار من نیامد


چه پیش آمد درین صحرا که عمری


گذشت و تک سوار من نیامد


همه یاران کنار از غم گرفتند


چرا شادی کنار من نیامد


جهان را انتظار آمد به پایان


به پایان انتظار من نیامد


 

سر از خواب گران برداشت عالم


سبک رفتار یار من نیامد

 


به کار دوست طی شد روزگارم


 

دریغ از من به کار من نیامد

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 

[ پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٥:٢٩ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

 

سیر تکاملی رفتار با دختر ها در خانواده

 

 

سال ۱۲۳۰ :

مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…

سال ۱۲۸۰ :
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

مرد (با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …

سال ۱۳۳۰ :
مرد : چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم…

زن: آقا، تورو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …

سال۱۳۸۰ :

مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!! (لطفا بد برداشت نکنید !!! )

سال ۱۴۰۰ :
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه !!!

 

[ پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

 

 

 

کلمات مشترک زبان انگلیسی و فارسی – طنز

 

Keyboard
چه کسی برنده شد؟

Communication Board
کامیون کی شن ها رو برد؟

Morphine
باید بیشتر فین کنی.

MissCall
دختر نا بالغ را گویند.

Freezer
حرف مفت

Suspicious
به لهجه اصفهانی: ساس از بقیه ی حشرات جلو تر است.

Johnny Depp
قاتل افسرده

Acer
ای آقا!

Welcome
دهن لق

Manual
من و بقیه

Accessible
عکس سیبیل

Refer
فر کردن مجدد مو

See you later
لات تر به نظر میای!

Good Setting
آن سه چیزِ نیک را گویند: گفتار نیک – کردار نیک -پندار نیک.

Piece of a man who owns a locker
مرتیکه لاکردار!

Above Border
فرامرز

Insecure
این سه نابینا

Business
اشاره به بوزینه در گویش اصفهانى.

Legendary
ادارهٔ محافظت از لجن و کثافات شهری

Subsystem
صاحب دستگاه

Velocity
شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده می‌‌کنند

Comfortable
بفرمایید سر میز

Long time no see
دارم لونگ می‌‌پیچم، نگاه نکن!

Cambridge
شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است.

Categorize
نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود.

Jesus
در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند.

Hairkul
آنکه روی شانه‌‌هایش مو دارد

Watergate
دروازه دولاب

UNESCO
یونس کجاست؟

Finland
سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی‌ دارند

Damn You All
دم همتون گرم

Latino
لات بازی ممنوع

Godzilla
خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا

Savage Blog
ساوجبلاغ

Betamethasone
منطقه اى در معرض بتا و از این دست امواج

 

[ یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

نظریات بزرگان در مورد امتحان(طنز)

 

 

 

 

 

 

 

فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند --- آلبرت انیشتین

امتحان مسخره ترین کار دنیاست ---- جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است ---- کی اس الیت

امتحان بخشی از زندگی است ،نه زندگی امتحانست --- پائولو کویئلو

امتحان در صورت عدم حذف پزشکی ، اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است ---- کامی نیک صالحی

چی گفتید امتحان؟ اصلا معنی اس را نمی دانم ---- جرج اورول

امتحان فقط یه بازیه ... یه بازیه مسخره ---- از دیالوگهای فیلم نیش

هر کس را میخواهی از خودت متنفر کنی ،امتحانش کن ---- یک ضرب المثل برمه ای

توی مدرسه هر سوالی را که در امتحانهایم درست جواب میدادم ، بعدا می فهمیدم که کاملا غلط بوده این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه یافت . هر وقت فکر کردم درست رفتار کرده ام ،دیدم یک جای کار اشتباه بود ----- ارنست همینگوی

 


[ پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

                            

 

                        طنز جالب درباره زن و مرد

 

                                                  

 


1- به نظر شما ، چرا ۹۹ در صد آقایان از همسرشان می ترسند ؟!

الف ) چون خانوم ها ناخن بلند دارند ولی آقایان ندارند !

ب ) چون خانوم ها کفش پاشنه ۱۵ سانتی دارند ولی آقایان ندارند !

ج ) چون خانوم ها جیغ دلخراش دارند ولی آقایان ندارند !

د ) چون خانوم ها اگر با استفاده از مهمات فوق هم زورشان به شوهرشان نرسد ، فقط

کافیست سرشان را از پنجره بیرون کنند و از مردم کمک بخواهند تا ظرف ایکی ثانیه ،

۱۵ مرد قلچماق به طرف شوهرشان حمله ور شوند ، ولی آقایان اگر بمیرند هم کسی به

دادشان نمی رسد !

۲- چرا آقایان زمانیکه با همسر خود قصد ورود و یا خروج از دری را دارند ، می گویند خانوم

ها مقدمند و اجازه می دهند که اول همسرشان از در عبور کند ؟!

الف ) چون حدس می زنند که پشت در ، یک دره ای ، خندقی ، گودالی ، چیزی باشد !

ب ) چون احتمال می دهند که از لب پنجره بالای در ، یک گلدان سنگی در حال سقوط

باشد !

ج ) چون گمان می کنند که پشت در ، یک حیوان درنده و گرسنه باشد !

د ) چون می ترسند که اگر آنها زودتر بروند خانومشان در را پشت سر آنها ببندد و دیگر هم باز نکند !

۳ – شما فکر می کنید که اگر روزی همسر مردی از طبقه شصتم ساختمانی سقوط کند

و در طبقه پنجاه و هشتم با دست ، میله ای که از دیوار ساختمان بیرون آمده را بگیرد و

در هوا معلق بماند ، این مرد برای نجات همسرش چه اقدامی انجام خواهد داد ؟!

الف ) سریعا با استفاده از اره برقی در صدد جدا نمودن میله از ساختمان بر می آید !

ب ) یک عدد سوسک و یا موش را بر روی دست همسرش می گذارد !

ج ) یک طناب پوسیده را برای بالا کشیدن همسرش به طرف او می اندازد !

د ) با به خطر انداختن جان خودش ، هر طور که شده همسرش را نجات می دهد و

سپس اینبار طوری او را هل می دهد که دیگر به هیچ عنوان نتواند دستش را به جایی

بند کند !

۴ – چرا معمولا در تصادفات رانندگی ، میزان صدمه ای که به خانوم ها وارد می شود

بیشتر از آقایانی است که مشغول رانندگی می باشند ؟!

الف ) چون ۵ دقیقه قبل از وقوع سانحه ، آقا خودش را از خودرو به بیرون پرت کرده است !

ب ) چون قبل از وقوع سانحه ، کمربند ایمنی خانوم دستکاری شده بوده تا عمل نکند !

 ج ) چون در اینگونه تصادفات ، راننده حتی الامکان سعی کرده که خودرو اش از سمت

راست با خودروی روبرویی برخورد کند !

د ) چون بعد از سانحه مشخص شده که علت تشدید جراحات وارده به خانوم ، مواد

محترقه ای بوده که به دلایل نامعلوم توسط فردی ناشناس در زیر صندلی او تعبیه شده

بوده تا با کوچکترین ضربه ای منفجر شود !!!

 

 

[ چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

                                             طنز عاشقی

 

                                   

 

کاربرد هریک از وسایل و افراد در عاشقی:

تلفن: شرط لازم و کافی برای شروع ، ثبوت و گسترش یک رابطه عاشقانه . در گذشته برای تشخیص صداقت طرف هم کاربرد داشت اما با این سیستم مسخره آی دی کالر و افتادن شماره ، دیگر به درد این کار نمی خورد. نوع همراهشم که دیگه معرکه است! آخر حریم خصوصی و آره و اینا! معمولاً تون صدای عشاق در پشت خط کمی خشدار می شود البته این اشکال مربوط به مخابرات است ، این گونه تماس های تلفنی معمولاً طولانی هستند. شما فکرش را بکنید دو نفر دارند آخرته دورنمای آینده خودشان را برای هم ترسیم می کنند!

همکلاسی: یک تصادف تاریخی . در این مورد سازمان کنکوری ها نقش واسطه را ایفا می کند. عشقی چند منظوره که در تقلب ها و ورقه عوض کردن سر جلسه امتحان هم کاربرد بسزایی دارد. می تواند کلی هم بانی خیر شود برای بچه های دیگر !سر کلاس معمولاً عشاق جوری می نشینند که امتداد نگاهشان از هم عبور کند : در این جور مواقع استاد هم آن دورها در یک گراند تصویر مشغول فعل و انفعالی نامعلوم است . حضرت عشق در این جور مواقع ابتدا به صورت جزوه و نمونه سوال و بعد ها در قالب های مختلف مخابراتی و مراسلاتی ظاهر می شود!

هدیه: بروز عینی ماکزیمم عشق دو کبوتر. وسیله ای که با آن عاشق فریاد می زند :” دلم فقط تورو می خواد.” نوع آن از عروسک های خرسی و مرغی و اردکی گرفته تا سند آپارتمان متغیر است.

 

اتومبیل: وسیله ای برای آزاد شدن انرژی جنبشی ، عامل جاری شدن سیل عشق در بزرگراه ها ، لایی کشیدن در اتوبان برای نشان دادن دست فرمان به طرف به همراه آهنگ” ما دو بال پرواز مرغ عشقیم پر کشیدیم تا اوج آسمونا” بسیارمؤثر است. نوع ماشین هم بستگی به توانایی مالی پدر مربوطه از پیکان جوانان ۵۷ جوات اسپرت تا پژو ۲۰۶ ناز بشی الهی متغیر است. سیستم صوتی هم هرچه باحال تر باشد روابط بهتر تر تحکیم می شود!

[ جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

سلام سلام سلام

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اول از همه باید بگم ببخشید اصلا درس ها بهم اجازه نمیدن هر پنجشنبه آپ کنم هرازگاهی آپ می کنم

برای این آپ هم وقت نکردم بهتون خبر بدم می خوام ببینم چقدر معرفت دارید و کامنت های این آپ یعنی اولین آپی که بدون خبر بوده به چندتا می رسه

رااااااااااااااااااااستی بیشتر دوست جونیای که توی نظر سنجی شرکت کرده بودن() گفته بودن موضوع آپ بعدیم "طنز" باشه.واسه همین یه طنز توپ گذاشتم توی ادامه مطلب.فقط نظرهای خوشتل موشتل یادتون نره!

راستی واسه دفعه ی بعد هم یه طنز توپ تر با موضوع "طنز عاشقی!" میخوام بذارم!

دووووووووووستون دارم


ادامه مطلب
[ جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی

رفتی و تنهام گذاشتی

ای که بی تو تک و تنهام

توی این غربت سنگی

شدی همرنگ دورنگی

همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود

چرا فکر کردی به جز من یکی دیگه لایقت بود

رفتی و ازم گرفتی

اون نگاه آشناتو

واسه من عجبی گذاشتی التهاب لحظه هاتو

حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی

چه غریبم بی تو اینجا

ای غریبه بی روفایی...

 

[ پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

تنهایی را دوست دارم...

چون بی وفا نیست...

چون عشق دروغی در آن نیست...

 چون سال ها تجربه اش کردم،ولی در کلبه تنهایی ام انتظارت را خواهم کشید،بهانه ام بگذار کسی نداند چقدر تنهایم!

[ یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٩ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

                          نیشخند آموزش اذیت کردن ۱۰۰%تضمین شده نیشخند
 

-وقتی داری با دوستت چت می کنی همه کلمه هاتو بچسبون به هم و اصلا اسپیس نزن.خیلی حال میده

-تو خیابون محکم بزن پس کله یکی و تا برگشت بگو:وااااااااااای ببخشید فکر کردم رفیقمه…


-مردم آزاری یعنی بری سر کلاس بگی با فلانی کار دارم، استاد میگه چیکارش داری ، میگی مامانش واسش لقمه گرفته، گفته بیام بش بدم.

-یه قوطی پودر لباسشویی تهیه کنید. ته قوطی دوتا مقوا هست که روی هم چسبوندن که محتوای توش بیرون نریزه. تنها کاری که باید بکنید اینه که با چاقو این دو تا مقوا رو از هم جدا کنید جوری که اگه از زمین بلندش کنید، محتوای داخل بسته خالی شه. خوب حالا برید این قوطی رو بذارید بالای یخچال یا یه جای بلند مثل هود و برید منتظر باشید تا یکی بیاد بسته رو برش داره. وقتی همش خالی شد روی سرو کلش و زمین و چند تا فحش به خودشو کارخونه سازندشو و زمین و زمان داد اونوقته که باید بری تو کار فرار!

-توی هرفرصتی قوطی ها و بطری های نوشابه گاز دار رو تکون بدین و بعد بذارین یکی دیگه در اونو باز کنه.
 
-وقتی با دوستتون دارین غذا میخورین خودتونو بزنین به خفگی و از دوستتون بخواین براتون آب بیاره، وقتی رفت تو آشپزخونه، شماهم اون سوسک خوشگله رو که از قبل آماده کردین وسط غذاش جاسازی کنین.

-وقتی یه نفر با تریپ درست و حسابی کنار خیابون منتظره کسی هست. از جلوش رد شو و یه سکه بنداز جلوش.
 
-وقتی یه گدا میادو بهت التماس میکنه که بهش کمک کنی، جلوی چشمش یه اسکناس بنداز تو صندوق صداقات و به طرف بگو برو کمیته بگیر.

-اتوبوس که جلوی پات وایستاد تا بری سوارش بشی پاتو بذار روی رکابش و بند کفشت رو محکم کن. بعد بگو: ممنونم… دستت درد نکنه… برو.

-سر کلاس با خواهش از دوستت خود نویس جدید و گرونش رو بگیرو بعد تکه تکه هاشو جدا از هم بهش بده.
 
-از بغلی پاک کنش رو بگیر و توش چندتا نوک مداد اتود بکن و بهش بده. وقتی خواست یک چیزی رو پاک کنه قیافش دیدنیه.

-توی مهمونی وقتی مطمئن شدید که صاحب‌خونه نیست، یه وسیله برقی مثل پنکه رو بزنید به پریز تلفن

-با دوستتان برید استخر و با هم یک کمد بگیرید. بعد از مدتی به بهانه دستشویی بروید و لباستان را بپوشید و لباس او را هم بردارید و برید ، این روش تست شده و فقط چند تا فحش می خورید، اتفاق خاصه دیگه ای نمیفته.
چنتا قرص نعنا بریزید تو نوشابه و فوری درشو ببندبد و خوب هم بزنید . خوب کار تموم شده فقط تنها کاری که باقی مانده این است که در موقع باز کردن در نوشابه از محل دوری کنید چون کافیه درب بطری تا نصفه باز بشه!

-تا استاد اومد سر کلاس یکی بگه: باز این اومد!!

-قبل از اینکه استاد وارد کلاس بشه تمام ماژیک های وایت برد رو جمع کرده به جایش گچِ (تخته سیاه) بگذاریم!

-توی مدرسه در کلاس بغلی را زده و به داخل کلاس می روید البته توی کلاس خودتون. استادشون که اومد ببینه کیه میبینه هیچ کس نیست. شما هم برید دم در و با تعجب بگید: “در کلاس شما رو هم زدند؟… این بی شعور کیه که میاد در میزنه میره؟؟!!

-همیشه آدرس درست بده ولی وقتی ماشینش راه افتاد با دوستاتون بلند بزنید زیر خنده تا یارو فکر کنه سر کارش گذاشتید.

- خانومه که با مانتو و روسری نشسته بود تو تاکسی. بهش بگید آبجی! چادرت لای در گیر کرده!

-یه کمی عسل و مربا بمال به مقوا و شب بذار بالا سر رفیقت که خوابه. تا صبح از نیش پشه ها آبکش میشه!

-هر وقت همکارتون خواست بره توالت , با یه خط ناشناس بهش زنگ بزنید. دقت داشته باشید تا زمانی که به داخل نرفته این کار رو انجام بدید و وقتی که اومد ببینه کیه قطع کنید این کار را می توانید حداقل ۱۰ بار تکرار کنید.

-لباس رفیقتون رو بندازین توی لگن آب سرد و یه بسته نشاسته بریزین توش. نیم ساعت بعد لباس خیس رو بذارید جلوی آفتاب تا خشک بشه. به این میگن آهار زدن پارچه!

-روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن!﴿این روش برای افرادی که غیر از سادیسم ، رگه هایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه)

- سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند

- وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین

- کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید

- وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین

- به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین

- شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین

- صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین
 
- وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود

- بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین

- ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین

- جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش دوستتون بهتره)

- قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین
 
- یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین

- جای سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین

- موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین

- تو ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین

- جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین


 

 

[ یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤۸ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

زمزمه های تنهایی...

 

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی   متین ترین کلمه عشق است،جذاب ترین کلمه آشنایی است،پاک ترین کلمه وجدان است،تلخ ترین کلمه جدایی است،زشت ترین کلمه خیانت است و سخت ترین کلمه تنهایی است.

 

 

 

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی   ای کاش زندگی فوتبال بود تا خوشی را پاس،جدایی را شوت،بی وفایی را خطا،غم را آفساید و محبت را گل می کردیم.

 

 

 

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی  تو زندگی ات هیچ وقت مغرور نشو،چون آبشار با اون همه غرورش سقوط می کنه!

 

 

 

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشم های یه آهو شده!

 

 

 

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیما همیشه به کسانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و از آن هایی که دوستمان دارند،غافلیم،شاید این دلیل تنهایی ماست.

 

 

 

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیدل های پاک هرگز خطا نمی کنند،سادگی می کنند و امروز سادگی پاک ترین خطای دنیاست!

 

 

برای ادامه زمزمه های تنهایی به ادامه مطلب بروید.نظر یادتون نره...!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٧ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

نیمه های شب

تنهایی در موهایم می وزد

و بازوانم

برگ می ریزند از خستگی

سکوت می کنم

صدای عقربه ها

اشاره به آمدن تو می کنند

پلک هایم را در آغوشم می گیرم

می خوابم...

[ یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

بدون تو

           مجالی برای سرودن

           خیالی برای ربودن

           و حالی برای گرفتن ندارم

           مجالم تو بودی که رفتی

           خیالم تو بودی که رفتی

           و حالم،

           من اکنون محالم

           و ناممکنی که بدون تو بودم

        

            مجال آفریدم

            خیال آفریدم

            و حالی که در آن تو را آفریدم

            مجالم تو هستی

            خیالم تو هستی

            و حالم تو و هر محالم تو هستی

[ یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

ای شاه بیت شعر بلند جوانی ام

کی می شود به فصل بهارت بخوانی ام؟

باران من!ببار که در این کویر داغ

خشکیده است ریشه زرد خزانی ام

شوق لطیف نام تو در من جوانه زد

یعنی که من شبیه توام،آسمانی ام

در اشک ریز نیمه شبم بی تو بارها

لکنت گرفته زمزمه های نهانی ام

آیا شبی که خسته ام از انتظارها

بر سفره صبور دلت می نشانی ام؟

[ یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٢ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

دوباره بغض در سکوت

و پلک های خیس خورده ام

که امروز در سوگ تو سوسو می زنند

غریب می شوم

به سردی چشم های تو

در آخرین وداع

و من...

جست و جو گری درمانده

به یمن لحظه های با تو بودن

هر پنجشنبه

در ازدحام آه و اشک

خیره می شوم به سنگ قبر تو

و تو آرام آرمیده ای

و دوباره امروز

تمام بغضم را گریه می کنم

برای غربتی همیشگی...

[ یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤۱ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]

 

اونی که باورت داره نمیره تنهات بذاره

به راحتی جدا بشه پا روی قلبت بذاره...

اونی که باورت داره تو صداش یه کم غم میاره

اگه تو رو دیگه نبینه دیوونه میشه کم میاره...

 

پاییز که میشه خاطره هاتو به یادش میاره

بازم دلش میگیره و نم نم بارون میباره...

اونی که باورت داره دلش نمیاد اشک تو رو در بیاره

یا که بخواد دروغ بگه یا تلفنتو بر نداره...

 

تو چشم تو خیره بشه بگه که دوستت نداره

میونه راه جا بزنه یا که بخواد هی کم بیاره...

اونی که باورت داره طاقت دوری نداره

حتی واسه یه ثانیه هم بخواد که تنهات بذاره...

 

ای دل خسته ای قلب شکسته...

اون دیگه نیستش دل به یکی دیگه بسته...

اون همه گریه و زاری...

لحظه لحظه بی قراری...

واسه ابن بودش که آخر...

                                            بری و تنهام بذاری؟!؟!!

 

[ یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳٩ ‎ب.ظ ] [ ϟ ツ ✂ ñêɢïñ ✂ ツ ϟ ] [ نظرات () ]